خلوتی با عطار
شمارهٔ ۶۱
باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از گلشن دل نصیب من خار رسیدوز جان به لب رسیده تیمار رسید
۲
افسوس که آفتاب عمرم ناگاهدر بیخبری بر سر دیوار رسید
صفحهٔ ۱ از ۱
باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر