خلوتی با عطار
شمارهٔ ۶۲
باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون لایق گنج نیست ویرانهٔ عمرمی نتوان شد مقیم هم خانهٔ عمر
۲
وقت است که درخواب شوم، بو که شوم!زیرا که به آخر آمد افسانهٔ عمر
صفحهٔ ۱ از ۱