خلوتی با عطار
شمارهٔ ۶۸
باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن شد که دلم را غمِ جانانی بوددل خون شد و یاوه گشت اگر جانی بود
۲
هر دم که زدم ز عمر تاوانی بودآن نیز فرو گذشت و درمانی بود
صفحهٔ ۱ از ۱