خلوتی با عطار
شمارهٔ ۳۴
باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر خاک که در جهان کسی فرسوده استتنهاست که آسیای چرخش سوده است
۲
هر گرد که بر فرق عزیز تو نشستمفشان، که سر و فرق عزیزی بوده است
صفحهٔ ۱ از ۱