خلوتی با عطار
شمارهٔ ۴۳
باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از مرگ، چو آب روی دلخواهم شدبا او به دو حرف قصّه کوتاهم شد
۲
گفتم: «چو شدی کجات جویم جانا»گفتا که چه دانم که کجا خواهم شد
صفحهٔ ۱ از ۱