خلوتی با عطار
شمارهٔ ۱۰
باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمری به هوس نخل معانی بستمگفتم که مگر ز هر حسابی رستم
۲
اکنون لوحی که لوح محفوظم بوداز اشک بشستم و قلم بشکستم
صفحهٔ ۱ از ۱
باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن