خلوتی با عطار
شمارهٔ ۱۳
باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از حادثهٔ آب و گلم هیچ آمدوز واقعهٔ جان و دلم هیچ آمد
۲
حاصل به هزار حیله کردم همه چیزتا زان همه چیز حاصلم هیچ آمد
صفحهٔ ۱ از ۱
باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن