شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۸۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد شهر صیام سنجق سلطان رسیددست بدار از طعام مایده جان رسید
۲
جان ز قطیعت برست دست طبیعت ببستقلب ضلالت شکست لشکر ایمان رسید
۳
لشکر والعادیات دست به یغما نهادز آتش والموریات نفس به افغان رسید
۴
البقره راست بود موسی عمران نمودمرده از او زنده شد چونک به قربان رسید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth