شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

شمارهٔ ۴۴

باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا زلف تو چون کمند میبینم منافتاده دلم به بند میبینم من
۲
هرگز نرسد دست به فتراک توامفتراک تو بس بلند میبینم من
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth