خلوتی با عطار
شمارهٔ ۲۴
باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای کاش ترا دیدهٔ دیدن بودییا گوش مرا هیچ شنیدن بودی
۲
در کرّی و کوریم نبایستی بودگر یک سر مو روی رسیدن بودی
صفحهٔ ۱ از ۱
باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد