خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۹۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجودتو نفخ صوری یا خود قیامت موعود
۲
شنودهام که بسی خلق جان بداد و بمردز ذوق و لذت آواز و نغمه داوود
۳
شها نوای تو برعکس بانگ داوودستکز آن بمرد و از این زنده میشود موجود
۴
ز حلق نیست نوایت ولیک حلقه رباستهزار حلقه ربا را چو حلقه او بربود
صفحهٔ ۱ از ۱۲