شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۹۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درخت و برگ برآید ز خاک این گویدکه «خواجه هر چه بکاری تو را همان روید»
۲
تو را اگر نفسی ماند جز که عشق مکارکه چیست قیمت مردم؟ هر آنچ می‌جوید
۳
بشو دو دست ز خویش و بیا به خوان بنشینکه آب بهر وی آمد که دست و رو شوید
۴
زهی سلیم که معشوق او به خانه اوستبه سوی خانه نیاید؛ گزاف می‌پوید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth