خلوتی با عطار
شمارهٔ ۴۵
باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق تو که سر چون قلمم اندازدچون شمع سرم در قدمم اندازد
۲
هرگه که وجودت متجلّی گرددتا چشم زنم، در عدمم اندازد
صفحهٔ ۱ از ۱
باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق