خلوتی با عطار
شمارهٔ ۴۷
باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن را که ز دریای تو گوهر بایستهمچون گویش نه پا و نه سر بایست
۲
من خود بودم چنانک بودم دلتنگدیوانگی عشق تو می در بایست
صفحهٔ ۱ از ۱
باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق