خلوتی با عطار
شمارهٔ ۵۰
باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شرطست ز تو بی سر و بی پا که رومفرض است دراندوهِ تو تنها که روم
۲
گفتم بگریزم از تو جایی دیگرخود جای گرفتهای تو هرجا که روم
صفحهٔ ۱ از ۱
باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق