خلوتی با عطار
شمارهٔ ۵۲
باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سودای توام به سر برون گردانیدباری بشنو ز من که چون گردانید
۲
بر خاک رهم فکند و خون کرد دلمچون خاک شدم میان خون گردانید
صفحهٔ ۱ از ۱
باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق