خلوتی با عطار
شمارهٔ ۵۱
باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان خط که به گردِ شکر آوردی توخوندلم و قفای خود خوردی تو
۲
گفتم که مکن به دلبری زلفت کژدیدی که بتافتی و کژ کردی تو
صفحهٔ ۱ از ۱
باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق