→ مختارنامهعطار
عطار
باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱چون روی تو در همه جهان روی کراست←شمارهٔ ۲بی موی تونیست موی کس موئی راست←شمارهٔ ۳تا روی ز زیرِ پرده بنمودی تو←شمارهٔ ۴در کوی تو آفتاب منزل بگرفت←شمارهٔ ۵ای واقعهٔ عشقِ تو کاری مشکل←شمارهٔ ۶عشقت به هزار پادشاهی ارزد←شمارهٔ ۷ای زلفِ تو صد دامِ ستم افکنده←شمارهٔ ۸جانا غم عشقت دل و دینم نگذاشت←شمارهٔ ۹زلف و رخِ تو که قصدِ جان دارندم←شمارهٔ ۱۰ای روی چو آفتابِ تو پشت سیاه←شمارهٔ ۱۱ای پیش تو سرو و ماه پیوسته رهی←شمارهٔ ۱۲چون ماه، به قطع، آب روی تو نداشت←شمارهٔ ۱۳گر پرده ز روی دلستان برگیری←شمارهٔ ۱۴ای گم شده درحسنِ تو هر دیدهوری←شمارهٔ ۱۵تا دیده بر آن عارضِ گلگون افتاد←شمارهٔ ۱۶گر در همه عمر آرزوئیم بوَد←شمارهٔ ۱۷ای تُرک! دلم غاشیه بر دوش تو شد←شمارهٔ ۱۸تا حلقهٔ آن زلف مشوّش دیدم←شمارهٔ ۱۹در جنب رخت چو ماه میننماید←شمارهٔ ۲۰بی عشق تو زیستن دریغم آید←شمارهٔ ۲۱ای حسن تو درحدّ کمال افتاده←شمارهٔ ۲۲خورشید که چرخ در نکوئیش آورد←شمارهٔ ۲۳ای نرگسِ صفرا زده سودائی تو←شمارهٔ ۲۴لعلت که بلای دل و دین آید هم←شمارهٔ ۲۵تا روی چو آفتاب جانان بفروخت←شمارهٔ ۲۶گل را به چمن گونهٔ رخسار تو نیست←شمارهٔ ۲۷عشق رخ تو که کیمیای خطرست←شمارهٔ ۲۸گاهی ز سرِ زلفِ سیاهت ترسم←شمارهٔ ۲۹کوثر که لبِ ترا ندیم افتادهست←شمارهٔ ۳۰ماهی که ز رخ یک سرِ مویم ننمود←شمارهٔ ۳۱آن ماه که سجده بُرد انجم او را←شمارهٔ ۳۲بی لعلِ لبش شکرستان میچکنم←شمارهٔ ۳۳بگشاده رخ و بسته قبا میآید←شمارهٔ ۳۴آن روز که روی دلستان نتوان دید←شمارهٔ ۳۵شرطِ رَهِ عشق چیست، درخون گشتن←شمارهٔ ۳۶ای باد به سوی زلفِ آن یار بتاز←شمارهٔ ۳۷دوش آمد و بنشست به صد زیبایی←شمارهٔ ۳۸از بادهٔ عشق تو خماری دارم←شمارهٔ ۳۹دل، خستهٔ چشم ناوک انداز مدار←شمارهٔ ۴۰اول که به پیشِ خویشتن راهم داد←
۱ از ۲صفحهٔ بعد ←