خلوتی با عطار
شمارهٔ ۲۷
باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا از غم تب دلش به صد درد افتادشد زرد رخ و بر رخ او گرد افتاد
۲
گفتم که چه بود کافتابت شد زردگفتا مگر آفتاب بر زرد افتاد
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق