خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۹۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هزار جان مقدس فدای روی تو بادکه در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد
۲
هزار رحمت دیگر نثار آن عاشقکه او به دام هوای چو تو شهی افتاد
۳
ز صورت تو حکایت کنند یا ز صفتکه هر یکی ز یکی خوشترست زهی بنیاد
۴
دلم هزار گره داشت همچو رشته سحرز سحر چشم خوشت آن همه گره بگشاد
صفحهٔ ۱ از ۳