خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۹۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل من که باشد که تو را نباشدتن من کی باشد که فنا نباشد
۲
فلکش گرفتم چو مهش گرفتمچه زنند هر دو چو ضیا نباشد
۳
به درون جنت به میان نعمتچه شکنجه باشد چو لقا نباشد
۴
چو تو عذر خواهی گنه و جفا راچه کند جفاها که وفا نباشد
صفحهٔ ۱ از ۵