خلوتی با عطار
شمارهٔ ۴۴
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: بیسرم باید مُردهر لحظه به سوز دیگرم باید مُرد
۲
چون مردهٔ یادم ز سرم باید زیستچون زندهٔ بیخواب و خورم باید مرُد
صفحهٔ ۱ از ۱