خلوتی با عطار
شمارهٔ ۵۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: این سفر افتاد مراکز رفتن آن صد خطر افتاد مرا
۲
سر در کَنَبَم تمام، گویی که نبرداین کار نگر که در سر افتاد مرا
صفحهٔ ۱ از ۱