خلوتی با عطار
شمارهٔ ۶۶
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: دامنی تر داریزیرا که نه رهرُوی نه رهبر داری
۲
من هر ساعت سری دگر در بازمتو ره نبری به سر که یک سر داری
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع