خلوتی با عطار
شمارهٔ ۶۵
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: هر که مردی بودستسوزش چو من از غایتِ دردی بودست
۲
گر گریم تلخ هم روا میدارمکز شیرینیم پیش خوردی بودست
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع