خلوتی با عطار
شمارهٔ ۷۲
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: بنده میباید بوددر سوز میان خنده میباید بود
۲
سر میببرند هر زمانم در طشتپس میگویند زنده میباید بود
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع