خلوتی با عطار
شمارهٔ ۷۳
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: کار باید کردتادر آتش بر بفرازم گردن
۲
صد بار اگر سرم ببرند از تنمن میخندم روی ندارد مردن
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع