خلوتی با عطار
شمارهٔ ۸۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: زخم خوردم بر سرایام بسی نهاد دردم بر سر
۲
روزم دم سرد گشته شب سوخته دردای بس که گذشت گرم و سردم بر سر
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع