خلوتی با عطار
شمارهٔ ۸۲
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: کشتهٔ هر روزمشب میسوزم که انجمن افروزم
۲
گفتم: هوس سوز در افتد به سرماکنون باری ز سر درآمد سوزم
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع