خلوتی با عطار
شمارهٔ ۹۸
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: از سر دردی که مراستاشک افشانم بر رخ زردی که مراست
۲
هر چند که اشک من ز آتش خیزدافسرده شود از دم سردی که مراست
صفحهٔ ۱ از ۱