شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۹۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از سوی دل لشکر جان آمدندلشکر پیدا و نهان آمدند
۲
جامه صبر من از آن چاک شدکز ره جان جامه دران آمدند
۳
چادر افکنده عروسان روحدر طلب شاه جهان آمدند
۴
بر مثل سیل خوش از لامکانرقص کنان سوی مکان آمدند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth