خلوتی با عطار
بخش ۱۷ - حکایت
دفتر اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی آن پیر زاری کرد بسیارکه یارب این حجاب از پیش بردار
۲
حجاب از پیش چشم پیر برخواستندیدش جز فنا بشنو سخن راست
۳
نبُد چیزی ز چندینی عجائبعجائب ماند آن پیر از غرائب
۴
نبُد چرخ فلک اینجا پدیداربجز دیدار یار و لیس فی الدّار
صفحهٔ ۱ از ۱۳