شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

بخش ۳۴ - در صفت پیر دانا و حکایت اسرار کردن کل با او فرماید

دفتر اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میان کشتی آنجا بود پیریبمعنی و بصورت بی نظیری
۲
بقدر خویشتن واصل بدش اوهمه اسبابها حاصل بدش او
۳
میان جمله مردان بود او مرددر آن کشتی که بودش صاحب درد
۴
سفر کرده بسی دانسته اسرارگرفته سالها او انس دلدار
صفحهٔ ۱ از ۳۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth