خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۰۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکربالله که چنین منگر بالله که چنان منگر
۲
هر چند که زهر از تو کانیست شکرها رازان رو که چنین نوری زان رنگ چنان انور
۳
نوری که نیارم گفت در پای تو میافتدمعنیش که درویشا در ما بنگر خوشتر
۴
در من که توم بنگر خودبین شو و همچین شوای نور ز سر تا پا از پای مگو وز سر
صفحهٔ ۱ از ۲