خلوتی با عطار
بخش ۱۰۱ - در صفت وصل و دریافتن راز کل بهر نوع فرماید
دفتر اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو او باشی و او تو من چگویمبجز درمان دردت می چه جویم
۲
خوشا آن دم که پرده بفکند یارز پنهانی نماید عین دیدار
۳
خوشا آن دم که جان و تن نماندبجز حق هیچ ما و من نماند
۴
خوشا آن دم که بینی روی جانانتو باشی در یکی هم سوی جانان
صفحهٔ ۱ از ۴۳