شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۰۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عرض لشکر می‌دهد مر عاشقان را عشق یارزندگان آن جا پیاده کشتگان آن جا سوار
۲
عارض رخسار او چون عارض لشکر شدستزخم چشم و چشم زخم عاشقان را گوش دار
۳
آفتابا شرم دار از روی او در ابر روماه تابان از چنان رخ الحذار و الحذار
۴
چون به لشکرگاه عشق آیی دو دیده وام کنوانگهان از یک نظر آن وام‌ها را می‌گزار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth