شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

بخش ۷ - الحكایة و التمثیل

بخش بیستم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاشقی روزی مگر خون میگریستزو کسی پرسید کاین گریه ز چیست
۲
گفت میگویند فردا کردگارچون کند تشریف رؤیت آشکار
۳
چل هزاران ساله بدهد بر دوامخاصگان قرب خود را بار عام
۴
یک زمان زانجا بخود آیند بازدر نیاز افتند خو کرده بناز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth