خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۰۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیشکر باید که بندد پیش آن لبها کمرخسروی باید که نوشم زان لب شیرین شکر
۲
بلک دریاییست عشق و موج رحمت میزندابر بفرستد به دوران و به نزدیکان گهر
۳
صد سلام و بندگی ای جان از این مستان بخوانجام زرین پیش آر و سیم بر ای سیمبر
۴
پشت آنی تو که پشتش از غم و محنت شکستآب آنی که ندارد هیچ آبی بر جگر
صفحهٔ ۱ از ۳