خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۰۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عقل، بندِ رَهروان و عاشقانست، ای پسربند بشکن، رَه عیان اندر عیانست، ای پسر
۲
عقل، بند و دل، فریب و تن، غرور و جان، حجابراه ازین جمله گرانیها نهانست، ای پسر
۳
چون ز عقل و جان و دل برخاستی بیرون شدیاین یقین و این عیان هم در گمانست، ای پسر
۴
مرد کو از خود نرفتست او نه مردست، ای پسرعشق کان از جان نباشد آفسانست، ای پسر
صفحهٔ ۱ از ۴