شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۰۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر فروکن به سحر کز سر بازار نظرطبله کالبد آورده‌ام آخر بنگر
۲
بر سر کوی تو پرطبله من بین و بخرشانه‌ها و شبه‌ها و سره روغن‌ها تر
۳
شبه من غم تو روغن من مرهم توشانه‌ام محرم آن زلف پر از فتنه و شر
۴
از فراقت تلفم گشته خیالت علفمکه دلم را شکمی شد ز تو پرجوع بقر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth