شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۰۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمدم من بی‌دل و جان ای پسررنگ من بین نقش برخوان ای پسر
۲
نی غلط من نامدم تو آمدیدر وجود بنده پنهان ای پسر
۳
همچو زر یک لحظه در آتش بخندتا ببینی بخت خندان ای پسر
۴
در خرابات دلم اندیشه‌هاستدر هم افتاده چو مستان ای پسر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth