شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
براوج خوبی دیدم مهی شب گفتم زمهرش در تاب و در تب
۲
گفتم چه باشد نزد من آئی در خدمت تو باشم یک امشب
۳
گفتا چه مطلب از خدمت منگفتم چه باشد غیر از تو مطلب
۴
گفتا بیایم منزل کدامست گفتی که شد روز در چشمم آن شب
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth