خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۱۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در غمزه مستانه ساقی چه شرابست کز نشأه آنجان جهان مست و خرابست
۲
هشیار نه یک زاهد و مخمور نه یک مست مستست تر و خشک جهان اینچه شرابست
۳
عشقست روان در رک و در ریشه جانها ذرات جهان مست ازین بادهٔ ناب است
۴
از عشق زمین جام شرابی است لبا لب وین چرخ نگونسار برین جام حباب است
صفحهٔ ۱ از ۲