خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دمبدم دل ما را از الست پیغام است از بلی بلی جانرا تازه تازه اسلامست
۲
خاص می نه پندارد کاین بروز اول بود بعد از آن سخن بگسست این عقیده عامست
۳
گوش هر خدا بینی مستمع بود از حق وانکه او نمی بیند بی گمان که او خامست
۴
هر دو کون را ایزد دم بدم در ایجاد است خلق راست راز کن مستی که بی جام است
صفحهٔ ۱ از ۳