خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۱۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیابیا که دلم در هوات بیمار است بخور غمم که سراپایم از غمت زار است
۲
برس برس که زغمزه نماند جز نفسی بوصل خویش بمن زس که عمر بسیار است
۳
مرا زنور حضورت دمی ممان با من که بیرخت نفسی گر برآورم نار است
۴
بغیر تو چو نشینم دمی شوم تیره زپیش تو روم از یکنفس دلم تار است
صفحهٔ ۱ از ۳