خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۱۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چراغ کلبه عاشق خیال دلدار است سری که عشق درونیست خانه تار است
۲
هزار خرمن شادی به نیم جو نخرد بجان دلی که غم عشق را خریدار است
۳
بعشق زنده بود هر چه هست در عالم جهان نئیست درو جان عشق درکار است
۴
چو همتی طلبی از جناب عشق طلب که هر دو کون جنودند و عشق سردار است
صفحهٔ ۱ از ۳