خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۱۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جنونی در سرم ماوا گرفتستسرم را سر بسر سودا گرفتست
۲
خردگر این بود کاین عاقلانراست خوش آنسرکش جنون مأوا گرفتست
۳
ندارد چشم مجنون کس و گرنهدو عالم را رخ لیلا گرفتست
۴
بچشم خلق چون طفلان نمایند که باز یشان زسرتا پا گرفتست
صفحهٔ ۱ از ۲