شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۱۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مژده آمد از قدوم آنکه دل جویای اوستجان باستقبالش آمد آنکه جان ماوای اوست
۲
مژدگانی ده قدومش را که اینک میرسد آنکه جان مست شراب عشق روح افزای اوست
۳
اینک آمد تا که در جان و دل من جا کند آنکه هم جان جای او پیوست هم دل جای اوست
۴
اینک آمد آنکه هر جا سرو قدی ماهروی هر چه دارد از نکوئی جمله از بالای اوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth