خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۱۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست از ما غیر نامی اوست خود را دوست دوست نیست ما را مائی اگر مائی هست اوست اوست
۲
هر چه در عالم بود او راست مغز و پوستی مغز او معلای او و صورت او پوست پوست
۳
صورت ار چه شد هویدا لیک سرتا پا قفاست معنی ار چه شد نهان لیکن سراسر روست روست
۴
معنی هر چیز تسبیح خدا و حمد او صورت او پرده او سر معنی اوست اوست
صفحهٔ ۱ از ۳