خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۱۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زار و نزار و خستهام و بیقرار دوست از من ای صبا ببر خبری تا دیار دوست
۲
گو یاد کن زحال جگر خستگان هجرآنشب که هست روز و شب اندر کنار دوست
۳
کی در خور غمست و فراق آنکه سالهابوده است در نعیم وصال و جوار دوست
۴
قطع امید کرده ز دنیا و آخرتنومید از دو عالم و امیدوار دوست
صفحهٔ ۱ از ۳